از لُگاریتم بیشتر بدانید
لُگاریتم یک عدد در یک پایه، برابر با توانی از پایهاست که آن عدد را میدهد. برای نمونه لگاریتم ۱۰۰۰ در پایهٔ ۱۰، برابر با ۳ است. چون ۱۰ × ۱۰ × ۱۰ = ۱۰۰۰ یا به بیان کلیتر اگر x = by باشد آنگاه لگاریتم x در پایهٔ b برابر با y خواهد بود و به زبان ریاضی آن را به صورت
نمایش میدهیم. مانند: 
لگاریتم نخستین بار از سوی جان نپر در اوایل سده ۱۷ میلادی به عنوان وسیلهای برای آسان تر کردن محاسبات، معرفی شد؛ که به سرعت از سوی دانشمندان و مهندسان پذیرفته شد و برای آسانتر کردن و سریعتر کردن محاسبه جدولهای لگاریتم اعشاری و خطکشهای لغزنده ایجاد شدند و مورد استفاده قرار گرفتند. تمامی این ابزارها بر پایهٔ این مفهوم که «لگاریتم حاصل ضرب برابر است با مجموع لگاریتمها»، ساخته شده بودند:
مفهوم امروزی لگاریتم از تلاشهای لئونارد اویلر در قرن ۱۸ گرفته شده است؛ او توانست مفهوم لگاریتم را با مفهوم تابع نمایی پیوند دهد.
لگاریتم در پایهٔ ۱۰ را لگاریتم اعشاری مینامند که کاربرد بسیار زیادی در مهندسی دارد. لگاریتم در مبنای ثابت e یا عدد نپر ≈ ۲٫۷۱۸ را لگاریتم طبیعی مینامند. این لگاریتم در ریاضیات محض بویژه حساب دیفرانسیل و انتگرال بسیار کاربرد دارد. لگاریتم دو دویی نیز در مبنای ۲ نوشته میشود و کاربرد زیادی در علوم رایانه دارد.
به کمک مقیاس لگاریتمی، میتوان اندازههای بسیار بزرگ را در ابعاد بسیار کوچکتری نشان داد برای نمونه دسیبل یکایی لگاریتمی است که برای نشان دادن فشار صدا و نسبت ولتاژ کاربرد دارد. در شیمی نیز پ هاش که معیاری برای نشان دان میزاناسیدی بودن مایعات است در مقیاس لگاریتمی بیان میشود. همچنین لگاریتم در نظریهٔ پیچیدگی محاسباتی و در برخی شکلهای هندسی مانند برخالها کاربرد دارد. از دیگر کاربردهای آن میتوان به فاصله در موسیقی و رابطههای شمارش اعداد اولاشاره کرد.
تابع توان وارون تابع لگاریتم است و لگاریتم مختلط، تابع وارون تابع نمایی به کار رفته در اعداد مختلط است. لگاریتم گسسته نیز در رمزنگاری کلید عمومی استفاده میشود.
پیشینه
پیشینیان
ویراسنا، ریاضیدان هندی از کسانی بود که با مفهومی به نام ardhaccheda کار کرد. ardhaccheda یعنی تعداد دفعاتی که میتوان ۲n را نصف کرد. برای نمونه برای توانهای دقیق ۲ این کار برابر با لگاریتم گرفتن در مبنای ۲ بود؛ وی همچنین لگاریتم در پایهٔ دیگر اعداد صحیح مانند لگاریتم در پایهٔ ۳ (trakacheda) و در پایهٔ ۴ (caturthacheda) را نیز معرفی کرد.[۱۰][۱۱] مایکل استیفل در سال ۱۵۴۴ میلادی در نورنبرگ Arithmetica integra را منتشر کرد، در این نوشته جدولی از اعداد صحیح و توانهای ۲ داده شده بود، این جدول به عنوان نسخهٔ اولیهٔ جدول لگاریتم شمرده میشود.
از نپر تا اویلر
روش لگاریتمگیری در سال ۱۶۱۴ از سوی جان نپر در کتابی با عنوان Mirifici Logarithmorum Canonis Descriptio (توصیفی بر قانون شگفتانگیز لگاریتم) ارائه شد.[۱۴] همچنین ژو بورجی (به فرانسوی: Joost Bürgi) نیز جداگانه روش لگاریتمگیری را پیدا کرده بود اما آن را شش سال پس از نپر منتشر کرد.
نپر، با استفاده از روش تقسیمهای متوالی توانسته بود عبارت
را به ازای Lهای میان ۱ تا ۱۰۰ محاسبه کند. جواب این عبارت برای ۱۰۰ = L تقریبا برابر است با ۰٫۹۹۹۹۹ = ۱ - ۵-۱۰ و ۲۰ ۰٫۹۹۵ ≈ ۰٫۹۹. این محاسبات که ۲۰ سال طول کشید، باعث شد تا او بتواند به ازای هر عدد N در بازهٔ ۵ تا ۱۰ میلیون، بتواند عدد L را پیدا کند که در رابطهٔ زیر صدق کند:
نپر ابتدا نام «عدد ساختگی» را بر L نهاد ولی پس از مدتی واژهٔ «لگاریتم» logarithm را معرفی کرد و آن را بر عددی گذاشت که نمایندهٔ یک نسبت است: واژهٔ λόγος برابر logos به معنی «نسبت» است و واژهٔ ἀριθμός برابر arithmos به معنی «عدد» است. بوسیلهٔ عبارت زیر میتوان مفهوم پیشین لگاریتم را با مفهوم امروزی لگاریتم طبیعی مرتبط کرد:
با تقریب خوبی داریم:
این دستآورد خیلی زود مورد تحسین گستردهٔ دیگران قرار گرفت، به همین دلیل با تلاش دانشمندانی چون بوناونتورا کاوالیری (Bonaventura Cavalieri) از ایتالیا، ادموند ونگت (Edmund Wingate) از فرانسه، زو فنگزوئو (Xue Fengzuo) از چین و... مفهوم لگاریتم همه جا فراگیر شد.
در سال ۱۶۴۷ گرگوآر دو سن-ونسان توانست مفهوم لگاریتم را با یک چهارم هذلولی مرتبط کند، با فرض آنکه سظح
زیر منحنی هذلولی به ازای ۱ = x تا t در رابطهٔ زیر صدق میکند:
لگاریتم طبیعی اولین بار از سوی نیکولاس مرکاتور در مقالهٔ Logarithmotechnia که در سال ۱۶۶۸ منتشر کرد، توضیح داده شد.البته پیش از او جان اسپیدل که یک معلم ریاضی بود در سال ۱۶۱۹ جدولی از لگاریتم طبیعی را گردآوری کرده بود.[۱۹] در حدود سال ۱۷۳۰ لئونارد اویلر تابع نمایی و لگاریتم طبیعی را به گونهٔ زیر تعریف کرد:
همچنین اویلر نشان داد که این دو تابع وارون یکدیگرند.
جدول لگاریتم، خطکش لغزان و کاربردها در گذشته
با ساده سازی محاسبات پیچیده، از لگاریتم میتوان در دانش پیشرفته مانند اخترشناسی، نقشه برداری، هوانوردی و ... کمک گرفت. پیر سیمون لاپلاس دربارهٔ لگاریتم گفتهاست:
| « | وسیلهای ستودنی است که به کمک آن کار چند ماه به چند روز کاهش مییابد، عمر اخترشناسان را دو برابر میکند و از خطاهای کوچک میگذرد و از جملههای طولانی و جدانشدنی ریاضی بیزار است. | » |
وسیلهٔ کلیدی که پیش از در دسترس قرار گرفتن ماشین حساب و رایانه برای محاسبهٔ لگاریتم از آن استفاده میشد و بوسیلهٔ آن بود که ارزش لگاریتم روشن شد، جدول لگاریتم بود.[۲۴] چنین جدولی برای اولین بار بوسیلهٔ هنری بریگز در سال ۱۶۱۷ بلافاصله پس از ابتکار نپر ایجاد شد. پس از آن جدولهای وسیع تر و دقیق تری نوشته شد. در این جدولها مقدار
و
برای هر عدد x در یک بازهٔ مشخص با دقت مشخص و برای پایههای مشخص (معمولا پایهٔ ۱۰) نوشته شده بود. برای نمونه در اولین جدول بریگز، لگاریتم طبیعی اعداد صحیح میان ۱ تا ۱۰۰۰ با دقت ۸ رقم اعشار نوشته شده بود. از آنجایی که تابع
وارون
است به آن پادلگاریتم (به انگلیسی:antilogarithm) میگویند.[۲۵] لگاریتم ضرب و تقسیم دو عدد را همیشه به صورت جمع و تفاضل لگاریتمهای آنها نشان میدادند. ضرب و تقسیم عبارت داخل لگاریتم را میتوان بوسیلهٔ تابع پادلگاریتم و یا خود جدول بدست آورد:
و
زمانی که رایانه در دسترس نیست، جستجوی جدولهای لگاریتم و استفاده از جمع و تفریق لگاریتمها بسیار آسان تر از روشهای ساده سازی مانند روش Prosthaphaeresis است. روش یاد شده بر پایهٔ اتحادهای مثلثاتی است. شمارش توانها و ریشههای اعداد به انجام عمل ضرب و تقسیم و جستجوی جدول به ترتیب زیر کاهش یافتهاست:
و
در بسیاری از جدولها برای محاسبهٔ لگاریتم بخش اعشاری و بخش صحیح را از یکدیگر جدا میکردند مانند نمونهٔ زیر:
وسیلهٔ دیگری که برای شمارش لگاریتم کاربرد داشت، خطکش لغزان بود.
مدت کوتاهی پس از کشف لگاریتم از سوی نپر، ادموند گونتر خطکشی (معیاری) برای بدست آوردن لگاریتم ایجاد کرد که لغزان نبود و به کمک آن میشد لگاریتمها را بدست آورد. پس از او ویلیام اوترد روش پیشرفتهتری را پیشنهاد کرد که دارای یک جفت لگاریتمهایی بود که در دو لبهٔ خطکش قرار داده شده بود و با لغزاندن دو لبهٔ خط کش میشد لگاریتم مورد نظر را به دست آورد. تا سال ۱۹۷۰ این خطکش وسیلهٔ محاسبهگر مهمی برای مهندسان و دانشمندان بود؛ چون به کمک آن، با دقت کافی و بسیار سریع تر از جدولها، میشد لگاریتم عدد را به دست آورد.










![\sqrt[d]{c} = c^{\frac 1 d} = b^{\frac{1}{d} \log_b (c)}. \,](https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/math/b/3/9/b39e1f10bcbdc24bd9bf19bb7d0436b3.png)
